مگر من از حسین فهمیده چه کم دارم؟
تنها ۱۴ سال داشت، برای ثبتنام در بسیج اصرار میکرد، اما مسئولان به دلیل کمسنوسال بودنش موافقت نمیکردند. در میان همه مخالفتها، این مادر بود که رضایتنامه را امضا کرد و پشت آرزوی پسرش ایستاد. هادی هر بار که با پاسخ منفی روبهرو میشد، با اطمینانی فراتر از یک نوجوان ۱۴ ساله رو به مادرش میگفت: «مادر، مگر من از حسین فهمیده چه کم دارم؟ من که حتی از او یک سال هم بزرگتر هستم.»
