شنبه, 14 شهریور 1405 21:52:10
انتشار: ساعت 18:37 - 14 شهریور 1405

هنجارشکنی بی‌سروصدا در تئاترهای مستهجن کمدی

تئاتر شبانه پدیده‌ای زیرزمینی و پنهان نیست. بلیت می‌فروشد، سالن دارد، تبلیغ می‌شود و مخاطب خودش را یافته است. مسئله اما فقط اجرای نمایش‌هایی با محتوای هنجارشکن نیست. مسئلهٔ بزرگتر، عادی شدن پدیدهٔ مضری است که همه از وجودش خبر دارند، اما کمتر کسی حاضر است دربارهٔ پیامدها و عدم‌نظارت بر آن حرف بزند.

هنجارشکنی بی‌سروصدا در تئاترهای مستهجن کمدی
اندازه متن: بازنشانی

به گزارش آژانس خبری حقیقت نگار،سال‌ها پیش لفظ «تئاتر شبانه»، ذهن بیشتر مخاطبان را به سمت اجراهای کمدی و سرگرم‌کننده‌ای می‌برد که خارج از جریان رسمی و دانشگاهی تئاتر فعالیت می‌کردند.اما امروز ماجرا دیگر صرفاً دربارهٔ چند اجرای محدود نیست. تئاترهای شبانه به بخشی از بازار رسمی نمایش تبدیل شده‌اند؛ در بسیاری از سالن‌ها روی صحنه می‌روند، به راحتی در سایت‌های مختلف بلیت می‌فروشند و مخاطب می‌تواند مانند هر اجرای دیگری، صندلی خود را به‌صورت اینترنتی رزرو کند.همین تغییر، این پرسش جدی را پیش روی متولیان فرهنگ و هنر قرار می‌دهد که آیا صرف دریافت مجوز بلیت‌فروشی و قرار گرفتن یک نمایش در چرخهٔ رسمی اجرا، به معنای طی شدن فرآیند نظارت محتوایی و فرهنگی است؟اهمیت این پرسش آنجا بیشتر می‌شود که حتی برخی از فعالان و چهره‌های شناخته‌شدهٔ تئاتر هم نسبت به وضعیت این بخش هشدار داده‌اند. علی عابدی، کارگردان و مدیر پیشین تماشاخانهٔ سنگلج، در سال ۱۳۹۷ با انتقاد از وضعیت تئاتر خصوصی گفته بود این حوزه نباید صرفاً به سمت گیشه و درآمدزایی، آن هم به هر قیمت، حرکت کند و از سالن‌هایی سخن گفته بود که برای کسب درآمد، «هر کالای غیر فرهنگی» را به نام کالای فرهنگی عرضه می‌کنند.بنابراین، مسئلهٔ اصلی، جایی است که گیشه، جذب مخاطب و سرگرمی می‌تواند بر ارزش هنری و مسئولیت فرهنگی غلبه کند.

این دیگر یک بازار رسمی است، نه جریان حاشیه‌ای!

تئاتر آزاد یا کمدی شبانه در ابتدا تا حد زیادی بیرون از ساختار رسمی شکل گرفت. مرجان قمری، بازیگر و کارگردان فعال در این حوزه، سال ۱۳۹۷ در گفت‌وگویی با ایلنا توضیح داده بود که فعالان این گونهٔ نمایشی، سالن اجاره می‌کردند و هزینه‌هایشان را از گیشه تأمین می‌کردند. همین وابستگی به فروش باعث شد برخی گروه‌ها برای جذب مخاطب بیشتر، عناصر عامه‌پسند مانند موسیقی، آواز و رقص را وارد اجرا کنند و به سمت اجراهایی با مؤلفه‌های اروتیک بروند.اما امروز، این نمایش‌ها دیگر بیرون از میدان رسمی فرهنگ نیست. امروز مخاطب می‌تواند برای بسیاری از این اجراها به راحتی بلیت تهیه کند و آنها را در سالن‌های رسمی ببیند.همین رسمی شدن، مسئولیت‌ها را تغییر می‌دهد. وقتی یک اثر در فضای رسمی فرهنگی عرضه می‌شود، دیگر نمی‌توان تمام مسئولیت دربارهٔ محتوای آن را به انتخاب مخاطب یا ذائقهٔ بازار واگذار کرد. بازار می‌تواند تعیین کند چه چیزی بیشتر فروخته می‌شود، اما الزاماً نمی‌تواند معیار مناسبی برای تعیین ارزش فرهنگی یک اثر باشد.

محتوا را قربانی گیشه نکنید

نیاز به مخاطب و درآمد بخشی طبیعی از اقتصاد هنر است. اما فروش بلیت نباید به مهم‌ترین و گاهی تنها معیار موفقیت یک اثر تبدیل شود.علی عابدی هم در همان گفت‌وگو هشدار داده بود که تئاتر خصوصی نباید صرفاً به سمت گیشه و درآمدزایی «به هر قیمتی» حرکت کند. شکرخدا گودرزی، تهیه‌کننده و کارگردان تئاتر، در مرداد ۱۴۰۵ با انتقاد از وضعیت فعلی تئاتر، از تبدیل شدن آن به فعالیتی «بسازبفروشی» سخن گفته و تصریح کرده است که تهیه‌کنندگان وقتی سرمایه‌شان در خطر باشد، به سراغ تئاترهای آزاد و شبانه می‌روند.بنابراین نمی‌توان پدیدهٔ تئاتر شبانه را صرفاً با برچسب «سلیقهٔ مخاطب» توجیه کرد. پشت این سلیقه، یک اقتصاد جریان دارد که هرچه سریع‌تر بتواند مخاطب را جذب کند، تداوم حیاتش محتمل‌تر خواهد بود.

برچسب سنی، مجوز هنجارشکنی نیست

اصل رده‌بندی سنی در آثار هنری اقدامی ضروری است. مخاطب باید بداند قرار است با چه محتوایی مواجه شود و خانواده‌ها هم باید امکان انتخاب آگاهانه داشته باشند. اما برچسب سنی به‌تنهایی، جایگزین نظارت محتوایی نیست.در تئاترهای شبانه‌ای که محتوای بزرگسالانه و حتی مستهجن دارند، نمی‌توان صرفاً با قرار دادن یک عدد در کنار عنوان نمایش، مسئولیت نظارت را به مخاطب منتقل کرد.

مشکل، یک نمایش نیست؛ عادی شدن جریان است!

در مواجهه با یک نمایش مسئله‌دار، می‌توان دربارهٔ همان اثر، مجوز آن، محتوایش و فرآیند نظارت بر آن سؤال کرد. اما وقتی یک الگوی اجرایی بارها تکرار می‌شود، بلیت می‌فروشد، مخاطب پیدا می‌کند و در چرخهٔ رسمی عرضه باقی می‌ماند، مسئله فراتر می‌رود.پدیده‌ها یک‌شبه عادی نمی‌شوند. ابتدا استثنا هستند، بعد تکرار می‌شوند، کم‌کم بازار پیدا می‌کنند و در نهایت آن‌قدر حضورشان تداوم پیدا می‌کند که دیگر کسی از اصل وجودشان نمی‌پرسد. این همان خطری است که دربارهٔ تئاتر شبانه باید جدی گرفته شود.مسئله این نیست که هر نمایش شبانه‌ای الزاماً مستهجن یا مسئله‌دار است. بلکه پرسش از مرزهای آن و نحوهٔ نظارت بر این مرزهاست.

همه می‌دانند؛ اما مسئولیت با کیست؟

اگر یک نمایش در یک سالن رسمی اجرا می‌شود، بلیت آن به شکل رسمی فروخته می‌شود و مخاطب برای خرید آن به سامانه‌های عمومی مراجعه می‌کند، یعنی زنجیره‌ای از مسئولیت‌ها شکل گرفته است.نهاد صادرکنندهٔ مجوز، سالن، گروه نمایشی و شبکهٔ عرضه بلیت، هر کدام بخشی از این زنجیره‌اند. بنابراین نمی‌توان در زمان بروز مسئله، همهٔ مسئولیت را متوجه مخاطب و ذائقهٔ او دانست.باید مشخص باشد معیارهای رده‌بندی سنی چیست، چه نهادی این کار را انجام می‌دهد، و اگر اثری از خط قرمزهای فرهنگی و حرفه‌ای عبور کند، چه نهادی و بر اساس چه ضابطه‌ای مسئول برخورد است.وقتی همه در جریان هستند، اما مسئولیت و اقدام مشخصی دیده نمی‌شود، پدیده به‌تدریج از «مسئله» به «وضع موجود» تبدیل می‌شود.

عادی شدن، از خود پدیده مهم‌تر است!

تئاترهای شبانه در خلأ و پنهان از چشم نهادهای فرهنگی اجرا نمی‌شوند؛ پس امکان نظارت بر محتوای آنها وجود دارد.آنچه نگران‌کننده به نظر می‌رسد، شکل‌گیری یک زیست شبانهٔ فرهنگی بر پایهٔ این اجراهاست که برخی از آنها با محتوای هنجارشکنانه و حتی مستهجن، صرفاً با درج یک محدودیت سنی مانند «+۱۵ سال» در دسترس مخاطب قرار می‌گیرند.با این حال، مسئلهٔ امروز وجود چنین نمایش‌هایی نیست؛ عادی شدن آنهاست. به نظر می‌رسد از متولیان فرهنگی و هنری تا فعالان و دغدغه‌مندان این حوزه، به تدریج وجود «تئاتر شبانه» را به عنوان بخشی رسمیت‌یافته و عادی از فضای فرهنگی شهر پذیرفته‌اند.وقتی یک ناهنجاری فرهنگی آن‌قدر تکرار می‌شود که دیگر حساسیتی برنمی‌انگیزد، خطر نه فقط در خود آن ناهنجاری، که در سکوت و پذیرشی است که به آن فرصت می‌دهد به یک «امر عادی» تبدیل شود.حالا پرسش جدی این است که چرا پدیده‌ای این‌چنین مضر، که رسمی، قابل مشاهده و قابل نظارت است، به جای اصلاح و ساماندهی، به حال خود رها شده است؟

امتیاز دهی به این مقاله

امتیاز شما با موفقیت ثبت شد!

نظرات کاربران

بدون نظر

✍️ دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *