دوشنبه, 5 مرداد 1405 11:25:37
انتشار: ساعت 14:23 - 31 خرداد 1405

نگاهی به داستان پورتال‌هایی که دنیا را کوچک کردند

در عصر دیجیتال که مرزهای جغرافیایی هر روز بیشتر از پیش در برابر ارتباطات انسانی رنگ می‌بازند، پدیده‌ای نوین و تأثیرگذار در فضاهای عمومی شهرهای جهان در حال شکل‌گیری است.

نگاهی به داستان پورتال‌هایی که دنیا را کوچک کردند
اندازه متن: بازنشانی

به گزارش آژانس خبری حقیقت نگار، پورتال (Portal)  عنوان مجموعه‌ای از سازه‌های هنری – فناورانه است که به‌عنوان پنجره‌ای زنده میان شهرها و فرهنگ‌های گوناگون عمل می‌کنند و امکان ارتباط تصویری بی‌واسطه و هم‌زمان را برای شهروندان نقاط مختلف جهان فراهم می‌آورند. این پروژه که در زمره جذاب‌ترین ابتکارات هنر عمومی در دهه اخیر قرار دارد، توانسته است توجه میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان به خود جلب کند و به نمادی از همدلی و اتحاد فراملی تبدیل شود. به بهانه اضافه‌شدن شهر تبریز به اولین دارندگان این پدیده نوین شهری با عنوان ” چشم تبریز”، این نوشتار به بررسی جامع تاریخچه، ابعاد فنی، سوابق اجرایی، تأثیرات اجتماعی و چشم‌انداز آینده این پروژه نوآورانه می‌پردازد.

ریشه‌های شکل‌گیری پروژه پورتال

ایده خلق پورتال‌های شهری در سال ۲۰۱۶ توسط «بندیکتاس گیلیس»، هنرمند و کارآفرین اهل لیتوانی، شکل گرفت. او این ایده را پس از «تجربه‌ای عرفانی» به ذهن خود راه داد و از آن زمان تاکنون با پشتکار فراوان به دنبال تحقق آن بوده است. گیلیس که پیش‌تر به‌ عنوان یک هنرمند و فعال اجتماعی شناخته می‌شد، معتقد بود که انسان‌ها برای ایجاد صلح و همدلی در سطح جهانی، نیازمند ابزارهایی هستند که بتوانند فراتر از مرزهای سیاسی، پیش‌داوری‌ها و کلیشه‌های رایج، یکدیگر را ببینند. او پروژه پورتال را به‌عنوان «پلی برای اتحاد سیاره» تعریف کرد و هدف خود را ایجاد بستری برای دیدار انسان‌ها بدون واسطه و بدون سوگیری‌های مرسوم برشمرد.

برای عملیاتی‌کردن این ایده، گیلیس از طریق بنیاد خود با دانشگاه فنی ویلنیوس لیتوانی همکاری کرد. تیم مهندسی این دانشگاه مسئولیت طراحی و ساخت نخستین نمونه‌های این سازه‌ها را بر عهده گرفت. طراحی این سازه‌ها که به شکل دایره‌های بزرگ است، الهام‌گرفته از مفهوم «چرخ زمان» در برخی سنت‌های فلسفی بوده و نماد جریان بی‌پایان زندگی و ارتباط است.

سازوکار فنی و ابعاد هنری

هر پورتال، یک سازه دایره‌شکل بزرگ است که در فضای عمومی یک شهر نصب می‌شود. این سازه‌ها که از بتن ساخته شده‌اند، به صفحه‌نمایش بزرگ و دوربین مداربسته باکیفیت بالا مجهز هستند. دوربین، تصاویر زنده از مقابل پورتال را به پورتال دیگر در شهر مقابل ارسال می‌کند. در مقابل، تصاویر دریافتی از شهر دیگر بر روی صفحه‌نمایش بزرگ پورتال به نمایش درمی‌آید. این فرایند به‌صورت دوطرفه و بی‌وقفه انجام می‌شود و امکان ارتباط تصویری زنده را برای شهروندان هر دو شهر فراهم می‌آورد.

نکته مهم در طراحی این پورتال‌ها، عدم وجود صدای هم‌زمان در ارتباط است. تصاویر بدون صدا منتقل می‌شوند و این ویژگی، تعاملات را به سمت ارتباطات غیرکلامی، حرکات بدنی، نوشتن پیام بر روی کاغذ یا استفاده از تلفن‌های هوشمند سوق می‌دهد. برخی منتقدان این ویژگی را محدودیت می‌دانند، اما گیلیس معتقد است که فقدان صدا، مردم را به خلاقیت بیشتر در برقراری ارتباط وامی‌دارد و خودِ دیدن چهره‌ها و حرکات انسان‌ها در آن‌سوی کره زمین، پیامی قدرتمندتر از هر کلمه‌ای دارد.

از منظر هنری، پورتال‌ها را می‌توان تلفیقی از مجسمه‌سازی شهری، هنر ویدئویی و فناوری‌های ارتباطی نوین دانست. این پروژه را با تلکترواسکوپ (Telectroscope) اثر «پل سنت جورج» در سال ۲۰۰۸ مقایسه کرده‌اند که نیویورک را به لندن متصل می‌کرد. بااین‌حال، برخلاف تلکترواسکوپ که صرفاً یک اثر هنری موقتی بود، پروژه پورتال به یک شبکه جهانی پایدار و در حال گسترش تبدیل شده است.

زادگاه پورتال: ویلنیوس و لوبلین

نخستین پورتال‌ها در تاریخ ۲۶ مه ۲۰۲۱ در دو شهر ویلنیوس (پایتخت لیتوانی) و لوبلین (لهستان) رونمایی شدند. این دو شهر که درگذشته پیوندهای تاریخی و فرهنگی عمیقی داشتند، به‌عنوان نخستین میزبانان این پروژه انتخاب شدند. استقبال شهروندان از این ابتکار بسیار چشمگیر بود و موجی از هیجان و کنجکاوی را در هر دو شهر ایجاد کرد. مردم با اشتیاق فراوان پشت پورتال‌ها صف می‌کشیدند تا از این پنجره جادویی، شهروندان کشور همسایه را ببینند و با آن‌ها ارتباط برقرار کنند.

موفقیت نخستین پورتال‌ها، بنیاد گیلیس را بر آن داشت تا این پروژه را به سایر نقاط جهان گسترش دهد. پورتال ویلنیوس-لوبلین به عنوان الگویی برای پروژه‌های بعدی عملکرد و درس‌های ارزشمندی در زمینه مدیریت تعاملات اجتماعی، حفظ حریم خصوصی و پایداری فنی برای تیم سازنده به همراه داشت.

گسترش جهانی: از نیویورک تا دوبلین

دومین سری از پورتال‌ها در بهار سال ۲۰۲۴ و با اتصال دو شهر نیویورک (ایالات متحده آمریکا) و دوبلین (جمهوری ایرلند) راه‌اندازی شد. پورتال نیویورک در میدان فلتایرون ساوت (Flatiron South Public Plaza) در خیابان ۲۳ و در کنار ساختمان معروف فلتایرون نصب شد. پورتال دوبلین نیز در خیابان اوکانل (O’Connell Street)، یکی از اصلی‌ترین خیابان‌های این شهر، قرار گرفت. هر دو پورتال در روز ۸ مه ۲۰۲۴ به طور هم‌زمان افتتاح شدند و قرار بود تا پاییز همان سال در این مکان‌ها باقی بمانند.

افتتاح این پورتال‌ها با استقبال گسترده رسانه‌های بین‌المللی مواجه شد. مردم در دو سوی اقیانوس اطلس با تابلوهای خوش‌آمدگویی، حرکات موزون و نشانه‌های مختلف به استقبال یکدیگر رفتند. در روزهای نخست، صدها نفر هر روز پشت پورتال‌ها صف می‌بستند تا فرصت دیدن و دیده شدن توسط مردم آن سوی دنیا را تجربه کنند.

با این حال، این پروژه با چالش‌هایی نیز مواجه شد. اندکی پس از راه‌اندازی، یعنی در تاریخ ۱۳ مه ۲۰۲۴، پورتال‌های نیویورک و دوبلین به طور موقت خاموش شدند. دلیل این اقدام، رفتارهای نامناسب برخی از کاربران بود. در سمت دوبلین، برخی افراد تصاویر نامناسب از جمله محتوای بزرگسالان، تصاویر مرتبط با حملات ۱۱ سپتامبر، و الفاظ رکیک را از طریق تلفن‌های همراه خود به نمایش گذاشتند. در سمت نیویورک نیز یک مدل فعال در شبکه‌های اجتماعی، اقدام به نمایش بدن خود در برابر دوربین کرد .

این حوادث بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت و نگرانی‌هایی را درباره امکان سوءاستفاده از این فناوری برانگیخت. شورای شهر دوبلین اعلام کرد که «اقلیت بسیار کوچکی» مرتکب رفتارهای نامناسب شده‌اند و به دنبال راه‌حل‌های فنی برای رفع این مشکل هستند. با این حال، شورا امکان تار کردن تصاویر ویدئویی را رد کرد تا اصل شفافیت و ارتباط بی‌واسطه حفظ شود.

در نهایت، در تاریخ ۱۹ مه ۲۰۲۴، پورتال‌ها با فناوری جدیدی دوباره راه‌اندازی شدند. این فناوری شامل سیستمی بود که در صورت نزدیک شدن بیش از حد افراد به دوربین، صفحه‌نمایش را تار می‌کرد و بدین ترتیب از نمایش محتوای نامناسب جلوگیری می‌نمود. این راه‌حل فنی، تا حد زیادی مؤثر واقع شد و توانست از تکرار حوادث مشابه جلوگیری کند.

شبکه پورتال: گسترش به شهرهای جدید

پس از موفقیت و تثبیت پورتال نیویورک – دوبلین، این پروژه وارد فاز جدیدی از گسترش شد. تصمیم گرفته شد که پورتال‌ها به‌صورت شبکه‌ای عمل کنند و هر پورتال بتواند به طور چرخشی با چندین شهر دیگر ارتباط برقرار کند. این تصمیم، پورتال را از یک ارتباط دوطرفه ساده به یک شبکه جهانی چندجانبه ارتقا داد.

در آگوست ۲۰۲۴، دو شهر ویلنیوس (لیتوانی) و لوبلین (لهستان) به شبکه پورتال دوبلین اضافه شدند. بدین ترتیب، پورتال دوبلین که پیش‌تر فقط به نیویورک متصل بود، اکنون می‌توانست به طور چرخشی با سه شهر دیگر نیز ارتباط برقرار کند. تصاویر زنده هر ۱۸۰ ثانیه (۳ دقیقه) یک بار بین این شهرها جابه‌جا می‌شدند و شبکه‌ای پویا از ارتباطات جهانی را شکل می‌دادند.

لرد شهردار دوبلین، جیمز گئوگان، در این باره اعلام کرد: «پورتال دوبلین از زمان راه‌اندازی در ماه می، بیش از ۳۴۰ هزار بازدیدکننده داشته و جان تازه‌ای به خیابان نورث ارل بخشیده است»  . همچنین گزارش شد که این پورتال‌ها به طور متوسط هفتگی ۲۵ هزار بازدیدکننده در دوبلین جذب می‌کنند و در میدان فلتایرون نیویورک، تردد عابران نسبت به میانگین سال ۲۰۲۳ حدود ۴۷ درصد افزایش یافته است. این آمار نشان‌دهنده تأثیر چشمگیر این سازه‌ها در افزایش پویایی فضاهای عمومی و جذب گردشگر است.

در اکتبر ۲۰۲۵، پنجمین پورتال جهان در شهر ایپسوییچ (Ipswich) بریتانیا راه‌اندازی شد. این پورتال که در میدان تاریخی «کورنهیل» این شهر نصب گردید، نخستین پورتال در خاک بریتانیا محسوب می‌شود. این پروژه در چارچوب برنامه «دیجیتال ایپسوییچ» که با بودجه دولت بریتانیا اجرا می‌شود، به عنوان بخشی از تلاش برای مدرن‌سازی مرکز شهر و ایجاد تجربه‌های تعاملی و فراگیر راه‌اندازی شد.

ژانویه ۲۰۲۶ نقطه عطف دیگری در گسترش جهانی پورتال بود: نخستین پورتال در قاره آسیا در منطقه «بانیفاسیو گلوبال سیتی» (BGC) در مانیل، فیلیپین، افتتاح شد. این پورتال به عنوان ششمین عضو شبکه جهانی پورتال به جمع شهرهای ویلنیوس، لوبلین، دوبلین، فیلادلفیا و ایپسوییچ پیوست.

چالش‌ها و درس‌آموخته‌ها

تجربه پورتال‌ها در شهرهای مختلف، نشان‌دهنده وجود چالش‌هایی در این مسیر بوده است. مهم‌ترین چالش، مسئله «رفتارهای نامناسب» کاربران بوده که در نیویورک و دوبلین به اوج خود رسید. این مسئله نشان داد که هر فناوری جدیدی که در فضای عمومی قرار می‌گیرد، نیازمند مکانیسم‌های نظارتی و فنی مناسب است تا از سوءاستفاده‌های احتمالی جلوگیری شود. راه‌حل ارائه‌شده (تار کردن خودکار تصاویر در صورت نزدیکی بیش از حد به دوربین) اگرچه کارآمد بود، اما نشان داد که مدیریت این پروژه‌ها نیازمند انعطاف‌پذیری و واکنش سریع است.

چالش دیگر، مسائل مربوط به نمایندگی شهری و هویت مکانی بوده است. به عنوان مثال، انتخاب منطقه BGC در شهر تاگویگ (و نه خود مانیل) به عنوان میزبان پورتال فیلیپین، با انتقادهایی مواجه شد. برخی معتقد بودند که BGC که منطقه‌ای مدرن و نخبه‌نشین است، نمی‌تواند نماینده فرهنگ و هویت عمومی مانیل باشد. این مسئله نشان می‌دهد که انتخاب مکان برای نصب پورتال، صرفاً یک تصمیم فنی یا زیبایی‌شناختی نیست، بلکه دارای ابعاد اجتماعی و نمادین عمیقی است.

تأثیرات اجتماعی و فرهنگی

علی‌رغم چالش‌ها، پروژه پورتال دستاوردهای قابل‌توجهی در عرصه‌های مختلف داشته است:

افزایش تعاملات اجتماعی: پورتال‌ها توانسته‌اند فضایی برای تعامل مستقیم و بی‌واسطه میان افراد با پیشینه‌های فرهنگی مختلف فراهم آورند. بسیاری از شهروندان از این فرصت برای تبادل پیام‌های دوستانه، نشان‌دادن فرهنگ خود و آشنایی با فرهنگ دیگران استفاده کرده‌اند.

احیای فضاهای عمومی: نصب پورتال‌ها در میادین و خیابان‌های اصلی شهرها، به افزایش تردد عابران و رونق کسب‌وکارهای محلی کمک کرده است. به‌عنوان‌مثال، پورتال دوبلین با جذب بیش از ۳۴۰ هزار بازدیدکننده در چند ماه اول، «جان تازه‌ای به خیابان نورث ارل بخشیده است.

ایجاد جاذبه‌های گردشگری: پورتال‌ها به جاذبه‌های گردشگری جدیدی در شهرهای میزبان تبدیل شده‌اند. تنها در دوبلین، این پورتال به طور میانگین ۲۵ هزار بازدیدکننده هفتگی جذب می‌کند که نشان از اقبال عمومی به این پدیده دارد.

تقویت هویت شهری و نوآوری: شهرهایی مانند ایپسوییچ با میزبانی از این پروژه، خود را در زمره شهرهای پیشرو و نوآور جهان معرفی کرده‌اند. این موضوع به نوبه خود بر جذب سرمایه‌گذاری و افزایش اعتمادبه‌نفس شهروندان تأثیر مثبت دارد.

تجربه تبریز؛ الگویی بومی با عنوان چشم تبریز

کلانشهر تبریز نیز با درک ظرفیت‌های این پروژه، گام‌های عملی در این مسیر برداشته و با ابتکاری بومی، اقدام به راه‌اندازی این پورتال‌ها در دونقطه شاخص و پرتردد شهر نموده است. میدان ساعت و پارک باغ‌شمال به عنوان مکان‌های اجرای این طرح انتخاب شده‌اند که هر دو از فضاهای عمومی شناخته‌شده و پرمخاطب تبریز به شمار می‌روند.

348537 1

در اجرای این پروژه، شهرداری تبریز برای تضمین کیفیت ارتباط تصویری و پایداری شبکه، از زیرساخت شبکه فیبر نوری قوی بهره گرفته است. این زیرساخت امکان انتقال داده با پهنای باند بالا و تأخیر بسیار کم را فراهم می‌آورد که برای تجربه تعامل لحظه‌ای و زنده ضروری است و این پروژه را از بسیاری از نمونه‌های مشابه متمایز می‌سازد.

نکته حائز اهمیت، رویکرد بومی‌سازی این پروژه در تبریز است. این پروژه با نام نمادین چشم تبریز نام‌گذاری شده است. این نام‌گذاری هوشمندانه، ضمن اشاره به کارکرد بصری پورتال‌ها (چشم‌اندازی به جهان)، هویت محلی و دلبستگی شهروندان به شهر تاریخی خود را نیز حفظ و تقویت می‌کند و نشان‌دهنده تلفیق هنر مدرن با مفاهیم عمیق فرهنگی – تاریخی این خطه است.

با تکمیل و بهره‌برداری از «چشم تبریز» در این دو نقطه، این شهر به جمع شهرهای پیشرو در به‌کارگیری این فناوری نوین پیوسته و الگویی موفق از اجرای پروژه‌های مشابه در ایران ارائه داده است.

امتیاز دهی به این مقاله

امتیاز شما با موفقیت ثبت شد!

نظرات کاربران

بدون نظر

✍️ دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *