به گزارش آژانس خبری حقیقت نگار،به مناسبت جشنوارهای که در ژانویه ۲۰۲۶ توسط مجموعه «صداهای شهر» فرانسه برگزار شد، بررسی چگونگی تأثیر تصاویر بر برداشتها و روایتهای شهروندان از شهرها مطرح شد. این رویداد که با محوریت موضوع «روایتها و خیالپردازیهای نوین» برگزار شد، از شرکتکنندگان درخواست کرد تا درباره بازنماییهای رایج و مسلط از فضای شهری تأمل و پرسشگری کنند. برای تحلیل تأثیر عکاسی بر درک ما از شهرها، این یادداشت بهویژه از دیدگاه پژوهشگران حوزه تولید و توسعه شهری بهره میگیرد؛ پژوهشگرانی که از تصویر بهعنوان ابزاری برای روایتسازی از سرزمینها و فضاهای شهری در چارچوب پروژههای توسعه شهری استفاده میکنند.
مکانی برای دیدار و بازآفرینی شیوههای اندیشیدن، روایت کردن و زیستن در شهر
در مارس ۲۰۲۵، گروهی از تولیدکنندگان مستقل محتوا که در حوزه توسعه و شکلدهی شهری فعالیت میکردند، مجموعه «صداهای شهر» را بنیانگذاری نمودند. این گردهمایی امکان میدهد تا آینده سرزمینها و شهرهای ما بهصورت جمعی تصور شود و راههای تازهای برای طراحی شهر آینده پیشنهاد گردد؛ شهری که زیستمحیطی، عادلانه، فراگیر و مهماننواز باشد. نخستین دوره جشنوارهای که توسط این مجموعه راهاندازی شد، این فرصت را فراهم کرد تا متخصصان شهرسازی و شهروندان دغدغهمندِ تحول پایدار شهری در این اندیشهها و گفتوگوها مشارکت کنند. برنامههای این جشنواره که ترکیبی از تجربههای حرفهای و تجربههای زیسته افراد بود، به شکلگیری روایتهای تازهای درباره آینده توسعه شهری کمک کرد؛ روایتهایی که گاه نادیده گرفته شده یا از عرصه گفتوگو کنار گذاشته شده بودند. امروزه موضوعاتی مانند ادغام طبیعت و موجودات زنده در فضای شهری، تابآوری شهری و مبارزه با نابرابریهای فضایی از مهمترین چالشها و دغدغهها به شمار میروند و همین امر ضرورت این گفتوگوها را بیش از پیش آشکار میسازد.
روایتهای غالب در عرصههای سیاسی و رسانهای اغلب آینده شهرها را از زاویهای بدبینانه به تصویر میکشند و میتوانند مانع شکلگیری تصوری مثبتتر از آینده آنها شوند. اگرچه این گفتمانها به مسائل و مشکلات واقعی اشاره دارند، اما تأکید بیش از حد بر وخامت شرایط زندگی شهری، کلیشههای مربوط به محلههای مردمی و کمبرخوردار، یا چالشهای مرتبط با تابآوری زیستمحیطی، ممکن است این تصور را تقویت کند که شهرها بیش از آنکه مکانهایی سرشار از فرصت باشند، کانون بحرانها هستند. چنین نگاهی میتواند ابتکارها و اقدامات مثبت را نیز دلسرد کند. دقیقاً برای مقابله با این روند است که جشنواره، مجموعهای متنوع از فعالیتها، از جمله ضبط پادکست، میزگردها و نمایشگاهها را پیشنهاد میکند. هدف این برنامهها، بازنگری و نوسازی شیوههای اندیشیدن، روایت کردن و زیستن در فضاهای شهری است. این رویداد تلاش میکند با ارائه روایتهای تازه، راهحلهای نوآورانهای را برای تحول زیستمحیطی و اجتماعی شهرها تصور کند؛ از جمله: در نظر گرفتن کشاورزی پایدار بهعنوان ابزاری برای طراحی و برنامهریزی شهری؛ ادغام و توجه به ابعاد جنسیتی در طراحی و ساماندهی فضاهای عمومی؛ و استفاده از تصویر و عکاسی بهعنوان ابزاری برای روایتسازی از سرزمینها و مناطق مختلف در پروژههای شهری.
بدین ترتیب، جشنواره میکوشد نگاه ما به شهر را از چارچوب بحران و مشکلات فراتر برده و به سوی فرصتها، نوآوریها و آیندهای پایدارتر هدایت کند.
عکاسی؛ حامل بازنماییهای نوین شهری برای آیندهای پایدار
آیا عکاسی میتواند به ترسیم چشماندازهای تازهای از سرزمینها و شهرهای ما کمک کند؟ بر اساس دیدگاه آنان، عکاسی میتواند در مواجهه با چالشهای معاصر شهرها، به ابزاری برای تحول و تصویرسازی جمعی از آینده تبدیل شود. نخست اینکه عکاسی این امکان را فراهم میکند که آسیبپذیریها و مشکلات موجود ثبت و مستندسازی شوند و در عین حال، راهها و چشماندازهایی برای غلبه بر آنها نیز مورد بررسی قرار گیرند. برای نمونه، نمایشگاه «زندگی بهتر در محلهها» که به سفارش آژانس ملی نوسازی شهری فرانسه برگزار شد و در ژوئن گذشته در مرکز فرهنگی به نمایش درآمد، آثار ۱۲ عکاس را درباره محلههایی که در حال نوسازی و بازآفرینی شهری بودند، به نمایش گذاشت. هدف این پروژه، برجستهسازی پویاییهای مرتبط با تحول زیستمحیطی و اجتماعی در این مناطق بود؛ فضاهایی که گاه به اشتباه تصور میشود از روند این تحولات کنار ماندهاند. این تصاویر نشان میدهند که چگونه چنین فضای مشترکی میتواند گسستها و جداییهای شهری را کاهش دهد و محیطی دلپذیرتر و باکیفیتتر برای زندگی ساکنان فراهم آورد.
علاوه بر این، عکاسی موجب میشود شیوههای استفاده از فضاهای شهری، برداشتها و آرزوهای ساکنان به شکلی ملموس و قابل مشاهده نمایان شوند. فعالیت عکاسان خیابانی به شناساندن و ارزشگذاری شیوههای زندگی و رفتارهای شهری کمک میکند؛ شیوههایی که اغلب کمتر مورد توجه قرار گرفته یا بهدرستی بازنمایی نشدهاند. آثار این عکاسان، به ثبت و مستندسازی تحولاتی شهری کمک کردهاند که اغلب پنهان و نادیده میمانند؛ تحولاتی که از دل زندگی و کنشهای روزمره ساکنان شکل گرفته و در نهایت در سرنوشت و آینده شهرها تأثیرگذار بودهاند. این آثار نشان میدهند که شهر تنها حاصل برنامهریزی نهادها و مدیران نیست، بلکه محصول مشارکت، خلاقیت و تجربههای زیسته مردمی است که هر روز در آن زندگی میکنند و آن را شکل میدهند.
در نهایت، عکاسی میتواند به شکلگیری تصاویر و برداشتهای تازهای از شهرها کمک کند؛ تصاویری که بر سادگی، پایداری و تابآوری بیشتر تأکید دارند. برای نمونه، پژوهش های انجام یافته در این رابطه، تصاویر اقداماتی همچون: سبزسازی و افزایش پوشش گیاهی در فضاهای عمومی، ایجاد باغچهها و باغهای مشارکتی شهری، و استفاده از مصالح ساختمانی تأمینشده از زنجیرههای کوتاه و محلی را به تصویر میکشند. چنین ابتکارات مردمی نشان میدهند که ساخت شهرهایی پایدارتر، سازگارتر با محیط زیست و انسانمحورتر امکانپذیر است.
بنابراین، عکاسی تنها ابزاری برای ثبت واقعیت نیست؛ بلکه وسیلهای برای نمایان ساختن، تقویت و تشویق ابتکارها، مطالبات و شیوههای زندگی است که به تحول عادلانه و پایدار شهرها کمک میکنند. از این رو، تصاویر میتوانند به ما امکان دهند آیندهای پایدار و امیدبخش را برای این سرزمینها و فضاهای شهری تصور کنیم.
تصویر در خدمت روایتسازی از سرزمینها در پروژههای شهری
بنابراین، تصویر این امکان را فراهم میکند که سرزمینها و فضاهای شهری خود را به شیوهای متفاوت بازنمایی کنیم. عکاسی همچنین میتواند بهعنوان ابزاری در پروژههای شهری مورد استفاده قرار گیرد تا داستان و هویت مکانهایی را که این پروژهها در آن شکل میگیرند، روایت کند. بازنمایی تجربههای زیسته مردم از طریق تصویر، نهتنها ابزاری برای روایت و انتقال تجربه است، بلکه در تحلیل فنی و کیفی فضاهای شهری نیز نقش مهمی ایفا میکند.
عکاسی به ما کمک میکند تا یک شهر را نه صرفاً بهعنوان یک فضای فیزیکی، بلکه بهعنوان مکانی که توسط ساکنانش زندگی، تجربه و تصاحب شده است، درک کنیم. بدین ترتیب، بایستی به پژوهشگران حوزههای شهرسازی و علوم اجتماعی فرصت داده شود تا دیدگاهها و رویکردهای نوینی را درباره آینده توسعه و ساخت شهرها مطرح کنند و چشماندازهای تازهای برای آینده فضاهای شهری ارائه دهند.
از نگاهی دیگر، عکاسی هم تغییرات و دگرگونیها و هم تداومها و پایداریها را ثبت و تأیید میکند؛ موضوعی که هم در تصاویر هوایی و هم در مجموعه تصاویرهایی که بُعد زمانی و روند تحول فضاهای شهری را قابل درک میسازند، بهخوبی دیده میشود. زیرا عکاسی تنها نشان نمیدهد، بلکه پنهان نیز میکند: فضاهایی که خارج از قاب قرار گرفتهاند، شیوههای استفاده از فضا و انواع سکونت یا فعالیتهایی که در تصویر بازنمایی نشدهاند. بررسی برنامهریزی و توسعه شهری از طریق بازنماییهای عکاسانه مستلزم آن است که هم آنچه دیده میشود و هم آنچه نمایش داده نشده است، قابل فهم و تفسیر شود. روایت بصریِ زمینها و خاک، پرده از جنبه پنهان و زیستمحیطی کلانشهر برمیدارد؛ از جمله فرایند مصنوعیسازی و تغییر کاربری گسترده زمین که در جریان کلانشهری شدن رخ داده است و نیز ضرورت بازگرداندن کارکردهای اکوسیستمی خاک.
از اینرو، عکاسی تنها نقش مستندسازی خود را ایفا نمیکند، بلکه اطلاعاتی درباره نگاهها، ادراکها و شیوههای فهم فضا نیز ارائه میدهد؛ امری که امکان درک هم «چشمانداز برنامهریزیشده و آگاهانه» و هم «چشمانداز بومی و زیسته» را فراهم میسازد؛ چشماندازی که مردم در آن زندگی میکنند، آن را تجربه میکنند و به کار میگیرند.





نظرات کاربران
بدون نظر