به گزارش آژانس خبری حقیقت نگار،بیژن آقابیگی: حال پرسش این است: آیا فاز ۲ خاوران به الگویی نوین در شهرسازی تبریز بدل خواهد شد، یا اشتباهات ساختاری دهههای گذشته در زمینی تازه تکرار میشود؟
۱- سندروم «آسفالت یکبارمصرف»؛ هزینه سنگین ناهماهنگی
تصویر امروز بسیاری از معابر کلانشهرهای ایران، از جمله تبریز، آکنده از نوار چهلتکه آسفالتهای ترمیمی و چاهکهای غیراستاندارد است. سناریو تقریباً همیشه یکسان است: شهرداری معبری را با هزینهای گزاف آسفالت میکند؛ چندی بعد شرکت آب و فاضلاب آن را میشکافد؛ اندکی پس از ترمیم، اداره گاز یا مخابرات دوباره کلنگ تخریب را بر زمین میکوبد. این چرخه «حفاری–آسفالت–حفاری»، به گفته کارشناسان مدیریت شهری، نمونه بارز «توسعه بیهدف و ناهماهنگ» است؛ رویکردی که علاوه بر تحمیل هزینههای سالانه سنگین برای لکهگیری، عمر مفید آسفالت را از استاندارد نزدیک به ۱۵ سال، به کمتر از دو یا سه سال کاهش میدهد.
این الگو، سابقهای تلخ در همین منطقه دارد. سال ۱۳۸۸، همزمان با آغاز کار شهرداری منطقه ۹ در شهرک خاوران، یکی از اعضای وقت شورای اسلامی شهر از شهردار وقت تبریز خواست پیش از احداث معابر، کانالهای عمیق و عریض فاضلاب و مسیرهای مشترک انتقال تأسیسات شهری اجرا شود؛ تا آسفالت خیابانها هرگز برای پروژههای خدماتی دوباره شکافته نشود. آن پیشنهاد شنیده و حتی تأیید شد، اما هرگز به یک قاعده اجرایی الزامآور بدل نشد. نتیجه آن غفلت را امروز در حفاریهای مکرر و خیابانهای زخمخورده فاز یک خاوران میبینیم؛ سندی عینی از یک فرصتسوزی تاریخی که هزینهاش همچنان از جیب شهروندان پرداخت میشود.
خاوران در سال ۱۳۸۸ یکبار در برابر همین انتخاب قرار گرفت و هشدار کارشناسی نادیده گرفته شد. فاز ۲ خاوران، فرصتی است تا اینبار، هیچ عذری برای تکرار آن اشتباه پذیرفته نباشد.
۲- شهر بهمثابه ارگانیسم زنده؛ آنچه نظریهپردازان شهری میگویند
در ادبیات شهرسازی معاصر، شهر صرفاً مجموعهای از ساختمانها و نماهای بیرونی نیست، بلکه یک شبکه زیرساختی زنده است. استیون گراهام، پژوهشگر زیرساختهای شهری در دانشگاه نیوکاسل، در آثار خود بر مفهوم «زیرساختهای نامریی» تأکید میکند و یادآور میشود که کارآمدی واقعی یک شهر مدرن در پوسته ظاهری آن خلاصه نمیشود، بلکه در شبکه پنهان زیرزمینی آب، فاضلاب، برق، گاز و دیتاست که خدمات عمومی را به زندگی روزمره متصل میکند؛ وقتی این لایه نادیده گرفته شود، کالبد روی زمین همواره با بحران ناهماهنگی و تخریب مکرر روبهرو خواهد ماند.
این نگاه با نظریه «متابولیسم شهری» آبل ولمن، که شهر را همچون یک موجود زنده با ورودیها (آب، انرژی، داده) و خروجیها (فاضلاب، رواناب، پسماند) توصیف میکند، همراستاست. وقتی یک شهرک جدید طراحی میشود، در واقع اندامهای حیاتی آن طراحی میشوند. اگر شبکه فاضلاب و مسیرهای سرویسپذیر تأسیسات از ابتدا بهدرستی دیده نشوند، شهرک به تدریج دچار «اختلال متابولیک» میشود: آبگرفتگی مزمن، فرسایش زودهنگام روسازی، نشتیهای پیدرپی و هزینههایی که هرگز پایان نمییابند.
علاوه بر بُعد اقتصادی، مسئله ابعاد ایمنی و تابآوری نیز دارد. کانالهای مشترک تأسیسات، امکان دسترسی سریع برای تعمیر بدون نیاز به حفاری سطحی، مدیریت متمرکز و پایش هوشمند نشتی و گاز، و کاهش آسیبپذیری شبکهها در برابر فرونشست و آبگرفتگی را فراهم میکنند؛ موضوعی که برای شهری مانند تبریز، با سابقه لرزهخیزی و چالشهای فرسودگی شبکههای موجود، یک ضرورت مهندسی است، نه یک انتخاب لوکس.

۳- چرا فاز ۲ خاوران بهترین فرصت تاریخی است
مهمترین مزیت فاز ۲ خاوران این است که هنوز با بافتی متراکم، ساختهشده و «حافظهدار» روبهرو نیستیم. در محلات قدیمی یا حتی توسعهیافته تبریز، هرگونه اصلاح بنیادین مسیر تأسیسات به معنای تملک اراضی، اختلال در رفتوآمد ساکنان، تخریب روسازی موجود و تنش اجتماعی است. اما در خاوران، این هزینههای پسینی هنوز شکل نگرفتهاند؛ زمین در مرحلهای است که پیش از تثبیت هر حافظه کالبدی معیوب، میتوان مسیر درست را طراحی و اجرا کرد. در زبان برنامهریزی شهری، به این وضعیت «فرصت مداخله پیشدستانه» گفته میشود؛ فرصتی که معمولاً تنها یکبار در طول عمر یک منطقه شهری پیش میآید.
از منظر مهندسی مالی نیز، تحلیل «هزینه کل دوره طول عمر پروژه» (LCCA) نشان میدهد که هرچند احداث کانال مشترک تأسیسات همزمان با آمادهسازی زمین در گام نخست هزینهبر به نظر میرسد، اما در افق ده تا پانزده ساله، این سرمایهگذاری اولیه با حذف کامل هزینههای ترمیم مکرر آسفالت، توقف کابلکشیهای موازی و کاهش اختلال ترافیکی، در مجموع هزینههای جاری و نگهداری شهر را به میزان قابلتوجهی کاهش میدهد. به بیان ساده، هزینه اجرای این کانال پیش از آسفالت، همواره بهمراتب کمتر از هزینه اجرای آن پس از بهرهبرداری و سکونت است.
یک نمونه شناختهشده و مستند در این زمینه، «تونل خدمات مشترک» (Common Services Tunnel) در منطقه “مارینا بی سندز” سنگاپور است؛ سازهای که از دهه ۲۰۰۰ برق، آب، مخابرات و لولههای سرمایش را برای کل منطقه حمل میکند و از ابتدای برنامهریزی، دقیقاً با همین هدف طراحی شد: جلوگیری از حفاری مکرر خیابانها برای هر توسعه جدید. تجربه مقامات شهری سنگاپور نشان داد این رویکرد، در بلندمدت هم در هزینه صرفهجویی میکند و هم قابلیت اطمینان خدمات شهری را افزایش میدهد، چرا که تعمیر و توسعه شبکهها دیگر نیازمند تخریب سطح خیابان نیست.
۴- توان اجرایی خاتمالانبیا؛ فرصتی که نباید کوچک دیده شود
حضور قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا به عنوان مجری آمادهسازی فاز ۲ خاوران، وزن فنی و اجرایی این ایده را دوچندان میکند. این مجموعه با در اختیار داشتن ماشینآلات پیشرفته حفاری و تجربه گسترده در پروژههای زیرساختی سنگین، یکی از توانمندترین بازوهای اجرایی موجود برای تحقق چنین طرحی است. شهرداری تبریز نباید ظرفیت این قرارگاه را صرفاً به عملیات سنتی خاکبرداری و تسطیح محدود کند؛ بلکه باید با تعریفی نوین، طراحی و اجرای کانال مشترک تأسیسات شهری، از جمله بهرهگیری هوشمندانه از کانال فاضلابی که پیشتر زیر معابر حفاری و اجرا شده، را به عنوان پیوست فنی اصلی این پیمان مطالبه کند.
به بیان دیگر، پیش از ریختهشدن نخستین متر آسفالت، باید مطالعات لازم برای امکانسنجی عبور خطوط تأسیساتی (آب، برق، مخابرات، فیبر نوری) از طریق همان کانال فاضلاب موجود انجام شود. چنین رویکردی نیازی به حفاری تازه ندارد، از ظرفیت موجود در زیر معابر بهره میگیرد، و در نتیجه، هم در زمان اجرا و هم در هزینههای آتی ترمیم آسفالت، صرفهجویی قابلتوجهی برای شهرداری و شهروندان تبریز به همراه خواهد داشت.

نتیجهگیری: انتخابی میان تبریز گذشته و تبریز آینده
فاز ۲ خاوران فقط یک پروژه عمرانی تازه در حاشیه شرقی تبریز نیست؛ صحنه یک انتخاب تاریخی است. آیا مدیریت شهری تبریز، پس از سالها تجربه حفاریهای مکرر و معابر زخمخورده در فاز یک همین منطقه، حاضر است منطق کهنه «اول بساز، بعد اصلاح کن» را کنار بگذارد و بهجای آن، منطق «پیشبینی کن، هماهنگ کن و پایدار بساز» را در دستور کار قرار دهد؟
پاسخ عملی، ساده و در دسترس است: انجام مطالعات فنی لازم برای هدایت تأسیسات شهری از طریق کانال فاضلاب موجود، پیش از هرگونه روسازی نهایی معابر فاز ۲ خاوران. این تصمیم، نه هزینهای تجملی، که حداقل یک انتخاب عاقلانه و مسئولانه است؛ سرمایهگذاری کوچکی امروز، در برابر صرفهجویی بزرگ فردا. شورای اسلامی شهر تبریز، شهرداری و قرارگاه خاتمالانبیا اکنون در برابر یک آزمون روشن قرار دارند: بار دیگر شهری بسازند که اندکی بعد ناچار به شکافتن پیکرش شوند، یا اینبار، پیش از ساختن ظاهر خاوران، شریانهای زیرین آن را عاقلانه طراحی کنند. فردا، شهر درباره انتخاب امروز آنان قضاوت خواهد کرد.




نظرات کاربران
بدون نظر