دوشنبه, 5 مرداد 1405 11:35:19
انتشار: ساعت 11:59 - 05 خرداد 1405

شریان‌های حیات در کالبد شهر؛ از رنسانس شهری در جهان تا طرح عظیم «نجات تبریز»

شهرها، این ارگانیسم‌های زنده و پیچیده، برای پویایی و بقا نیازمند سیستم خون‌رسانی کارآمدی هستند که در ادبیات شهرسازی از آن به عنوان «شبکه معابر» یاد می‌شود. زمانی که این شریان‌ها به دلیل رشد ناموزون جمعیتی یا حاشیه‌نشینی دچار انسداد می‌شوند، پدیده‌ای به نام ترافیک و به تبع آن، انزوای کالبدی و اجتماعی شکل می‌گیرد، در چنین شرایطی، پروژه‌های «مسیرگشایی»، صرفاً یک عملیات عمرانی و آسفالت‌ریزی نیستند، بلکه یک جراحی دقیق برای احیای بافت‌های مرده و بازگرداندن آن‌ها به چرخه حیات شهری محسوب می‌شوند.

شریان‌های حیات در کالبد شهر؛ از رنسانس شهری در جهان تا طرح عظیم «نجات تبریز»
اندازه متن: بازنشانی

به گزارش آژانس خبری حقیقت نگار،بیژن آقابیگی: از منظر صاحب‌نظران برجسته شهرسازی، خیابان‌ها تنها مجرای عبور خودروها نیستند، بلکه بستر اصلی تعاملات اجتماعی و توسعه اقتصادی به‌شمار می‌روند. «انریکه پنالوسا»، شهردار موفق بوگوتا که با اصلاحات زیرساختی چهره شهرش را دگرگون ساخت، معتقد است که زیرساخت‌های شهری و بازگشایی مسیرهای استاندارد، دموکراتیک‌ترین ابزار برای تحقق عدالت فضایی هستند. هنگامی که در یک منطقه کم‌برخوردار و حاشیه‌نشین مسیر جدیدی گشوده می‌شود، در واقع بن‌بست‌های فقر، ناامنی و انزوای فرهنگی شکسته می‌شوند. این همان مفهومی است که «جین جیکوبز»، منتقد معماری و شهرسازی آمریکایی، نویسنده کتاب جنجال برانگیز مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکا و نظریه‌پرداز بزرگ شهری، از آن به عنوان «چشمان ناظر خیابان» یاد می‌کند؛ جایی که حضور جریان زندگی و تردد، امنیت و پویایی اقتصادی را به محلات به حاشیه رانده شده هدیه می‌دهد.

در این میان، نگاهی به عملکرد مدیریت شهری کلان‌شهرها نشان می‌دهد که موفقیت یک شهردار، نه در ساختن پل‌های غول‌پیکر در مناطق مرفه، بلکه در نفوذ به هسته‌های متراکم و فرسوده و ایجاد مسیرهای دسترسی در مناطق محروم نهفته است. در این راستا، اقدامات چهار سال گذشته شهرداری تبریز در حوزه مسیرگشایی، تجلی عینی پیوند تئوری‌های نوین شهرسازی با عمل‌گرایی جهادی است. مدیریت شهری تبریز با درک صحیح از این واقعیت که توسعه پایدار شهر از مسیر توسعه متوازن تمام محلات می‌گذرد، گام‌های بلندی در راستای بازگشایی گره‌های کور ترافیکی و کالبدی برداشته است.

اجرای پروژه‌های مسیرگشایی در تبریز، به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار، فراتر از روان‌سازی ترافیک، یک «رنسانس اجتماعی و اقتصادی» را رقم زده است. ورود نور، هوا، خدمات ایمنی و امدادی، و از همه مهم‌تر ورود سرمایه‌های خرد و کلان برای نوسازی املاک مجاور این مسیرها، ارزش افزوده بی‌نظیری برای ساکنانی ایجاد کرده است که سال‌ها در حصار بافت‌های ناکارآمد محبوس بودند.

اما نگین انگشتری این رویکرد تحول‌آفرین در عملکرد شهرداری تبریز، بدون شک اجرای پروژه عظیم مسیرگشایی ۴۵ متری شهید آل‌هاشم است؛ پروژه‌ای که به درستی و با مسما، طرح «نجات تبریز» نام گرفته است. این طرح استراتژیک در یکی از متراکم‌ترین، آسیب‌پذیرترین و حاشیه‌ای‌ترین بافت‌های شمالی شهر (محدوده حاشیه‌نشین و روی گسل)، تنها یک خیابان‌کشی ساده نیست، بلکه یک عملیات نجات‌بخش در برابر بحران‌های احتمالی نظیر زلزله است.

طرح «نجات تبریز»، با شکافتن دل بافت‌های فرسوده، نه تنها گره کور ترافیکی شمال غرب به شمال شرق تبریز را باز می‌کند، بلکه با خروج این منطقه از انزوای کالبدی، زمینه را برای ورود سرمایه‌گذاران، تغییر چهره محلات، ارتقای سطح فرهنگ شهرنشینی و بهبود چشمگیر کیفیت زندگی شهروندان این منطقه فراهم می‌آورد. مدیریت شهری تبریز با شجاعت در ورود به این ابرپروژه که نیازمند تملک‌های گسترده و توافقات پیچیده اجتماعی بود، نشان داد که اراده‌ای جدی برای تغییر معادلات توسعه به نفع مناطق محروم دارد.

امتیاز دهی به این مقاله

امتیاز شما با موفقیت ثبت شد!

نظرات کاربران

بدون نظر

✍️ دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *